تبليغاتX
والقلم(محفل دلسوختگان)

پیامهای عاشورا 2- زنده نگه داشتن سنت پیامبر

بسم رب الحسین(علیه السلام)

سلامی به وسعت عاشورا به شما دلسوختگان

نمیدونم که چقدر کاری که میکنم درسته ولی خدا کنه که پوچ و بیهوده نباشه !... در این قسمت هم با ادامه ی پیامهای عاشورا در خدمتتون هستم . همونطور که گفتم این نوشته ها برگرفته از کتاب «پیامهای عاشورا» به قلم مرحوم دشتی است.

امیدوارم که اربابم به منم یه نگاهی بندازه!....

"من طفل طریقم ، ای پیر طریق دستگیری فرما"

پیامهای عاشورا2-زنده نگه داشتن سنت پیامبر(ص)

اول : ضرورت زنده نگه داشتن سنت پیامبر

یکی دیگر از پیام های عاشورا حسینی ، زنده نگه داشتن سنّت پیامبر است که اگر راه و رسم زندگی ، آداب و کردار ، روشهای عملی آن حضرت در جامه زنده باشد ، و تداوم یابد :

بسیاری از ابهامات و شبهات ریشه کن می شود .

حق و باطل به درستی شناسائی و خرافات از واقعیات جدا و افشا می گردد

معانی واقعی قرآن و فلسفه احکام الهی روشن می شود و ارزشهای اصیل اخلاقی رشد می کند.

آداب و رسوم جاهلی نمی تواند به نام اسلام تقویت شود.

با توجه به این واقعیت ها و ضرورت هاست که اباعبدالله(ع) در وصیت نامه ی خود نوشت :

(( و من از روی خود خواهی و یا برای خوش گذرانی و نه برای فساد و ستمگری از مدینه خارج شدم بلکه هدف من از این سفر امر به معروف و نهی از منکر است و خواسته ام از این حرکت اصلاح مفاسد امت و احیاء و زنده کردن سنت و قانون جدم رسول خدا(ص) و راه و رسم پدرم علی ابن ابیطالب (ع) است...))

و در نامه ای به مردم بصره نیز هدف قیام عاشورا را زنده کردن سنت پیامبر(ص) معرفی فرمود .

پس یکی از پیامها زنده نگه داشتن راه و رسم پیامبر (ص) و امام علی (ع) است که آشکارا نوشت :

(( من به روش و کردار رسول خدا (ص) و پدرم علی بن ابیطالب ادامه می دهم . ))

دوم : تلاشهای فراوان برای انزوای سنت

منافقان چند چهره ، قریش زخم خورده ، احزاب سیاسی در انزوا فرو رفته یهودی زاده های به ظاهر مسلمان ، در دوران زندگانی رسول خدا (ص) هر چه توانستند کردند ، توطئه کردند ، دروغ گفتد و به دروغ مباحثی را به آن حضرت نسبت دادند ، و سعی در تحریف و دگرگونی ارزشها کردند . رسول خدا در دوران زندگی خویش از اینگونه تحریف ها ، و دروغ پردازیها  دلخون بود و بارها هشدار داد و مردم را از منحرفان دروغ پرداز ترساندتا با آگاهی و واقع نگری پاسدار اسلام ناب باشند ، و سنت و سیرت او را همانگونه که هست و تحقق پذیرفت عمل کنند و تبلیغ نمایند که حضرت امیر المؤمنین می فرماید :

((آنچه در ببن مردم شایع است هم احادیث حق است و هم باطل ، هم راست و هم دروغ ، هم ناسخ و هم منسوخ ، هم عام و هم خاص ، هم محکم و هم متشابه .در عصر پیامبر آن قدر به آن حضرت دروغ بسته شد که به پاخاسته خطبه خواند و فرمود: هر کس عمداً به من دروغ ببندد جایگاه خویش را در آتش جهنم باید انتخاب کند! ))

کودتا گران قدرت طلب پس از رسول خدا(ص) ، تمام قدرت و امکانات خود را به کار گرفتند تا :

الف- سنت و سیرت پیامبر (ص) منزوی و متروک بگذارند .

ب- و اسلام و قرآن را بدون سنت ، در کلیات آن نگه دارند .

تا بتوانند ، تفسیر های دروغین ، و برداشتهای انحرافی خود را به نام اسلام ، بر مردم تحمیل کنند ، و با سیاست مذهب علیه مذهب از درون ، دین را بی اعتبار سازند .

که امام علی(ع) روزگار خود را اینگونه می شناساند : ای مردم ! ما در روزگاری به سر می بریم که کینه توز و کفران کننده ی نعمتهاست که نیکو کار را بدکار می شمارند ، و بر سر کشی ستمکاران می افزایند .

سوم : عاشورا و زنده نگه داشتن سنت پیامبر (ص)

آنگاه که مجسمه ی عدالت ، و خورشید حقیقت امام علی (ع) غروب کرد ، معاویه به حاکمیت مطلق رسید و بنی امیه قدرت را در تمام زوایای جامعه ی اسلامی بدست گرفتند ، هر چه خواستند کردند و انتقام بدر و احد را گرفتند . سنت رسول خدا را بگونه ای تغییر دادند که دیگر اثری از آن باقی نمانده بود و ارزشهای اخلاقی را آنگونه که خواستند مطرح کردند و در انزوای قرآن و اسلام ناب و عترت پیامبر (ص) از هر روش و شیوه و برخوردی هراس نداشتند .

که حضرت اباعبدالله(ع) نیز برای تقویت اسلام ، و تحقق ارزشهای اصیل اسلامی و تداوم اصالت اسلام رسول خدا(ص) چاره ای جز زنده نگه داشتن سنت پیامبر (ص) نمی دید .و به مردم هشدار می داد که اسلام ناب و ارزشهای اخلاقی به فراموشی سپرده شد.

در نامه ها در سخنرانیها در سخنان افشاگرانه روز عاشورا همه جا سعی داشت ، از راه و رسم پیامبر (ص) بگوید .

·         از تفسیر ها و تحلیل ها و هشدار ها و تشویق های رسول خدا بگوید.

·         سیرت رسول خدا را مطرح کند.

·         و  خود نیز عمامه ی پیامبر(ص) را بر سر نهاده و عبای آن بزرگ را بر دوش می گذاشت و با شکل و قیافه نبوی با کوفیان حرف می زد ، و مردم را به یاد سخنان پیامبر (ص) می انداخت با این جمله که :

شما مردم از جد من شنیدید!.. من از جدم شنیدم... من فرزند دختر پیامبرم...

و در میان دو لشگر خود و حر فرمود :

((آگاه باشید که زمامداران بنی امیه و هوادارانشان ، از شیطان پیروی می کنند ، و اطاعت پروردگار را ترک گفتند ، و انواع فساد را آشکارا مرتکب می شوند ، و حدود و احکام الهی را تعطیل کردند  و بیت المال مسلمین را غارت و حرام الهی را حلال و حلال الهی را حرام نمودند ))

چون می دانست اگر سنت و راه و رسم زندگی پیامبر (ص) زنده شود.مردم هدایت می گردند ، به اسلام واقعی پناه می آورند و در برابر بدعت های بنی امیه ایستادگی کرده  آنها را فاش می کنند.

از این رو در نامه ها و سخنرانیها یکی از اهداف خود قیام خونین عاشورا را زنده نگه داشتن سنت پیامبر معرفی نمود :

« من به راه و رسم جدم رسول خدا ادامه می دهم »

((چه باید گفت؟ جنگ در كربلا درگیر است و این سوی و آن سوی ، مردمانی هستند در سرزمینهایی دور و دورتر كه هیچ پیوندی آنان را به كربلا و جنگ اتصال نمی دهد. آنجا بر كرانه فرات ، در دهكده عَقر... دورتر در كوفه ، درمكه، مدینه، شام، یمن ... زنگبار، روم، ایران، هندوستان و چین ... طوفان نوح همه زمین را گرفت ،اما این طوفان تنها سفینه نشینان عشق را درخود گرفته است. چه باید گفت با سبكباران ساحل ها كه بی خبر از بیم موج و گردابی اینچنین هایل ، آنجا بر كرانه های راحت و فراغت و صلح و سلم غنوده اند؟ آیا جای ملامتی هست؟))

سید شهیدان اهل قلم

..."والسلام علی الرّأس المرفوع "...


 

نوشته شده توسط م.ر در چهارشنبه هفدهم بهمن 1386 ساعت 23:24 موضوع | لینک ثابت


پیامهای عاشورا1- پاسداری از دین

بسم رب الحسین (علیه السلام)

قرار بود که با پیامهای عاشورا در خدمت شما باشم . راستش رو بخواهید دو شک بودم که به طور خلاصه این موضوع رو بیان کنم یا قشنگ همه چیز رو بنویسم که به این نتیجه رسیدم همه چیز رو به طور کامل و خلاصه  بنویسم. متنی که شما خواهید خواند خلاصه و بر گرفته ای از کتاب «پیامهای عاشورا» به قلم مرحوم حجة السلام دشتی است که این بنده ی سرا پا تقصیر قصد دارم در چند پست آینده هم ادامه ی این مطلب را بازگو کنم. موفق و سرزنده باشید.

«من طفل طریقم ، ای پیر طریق دستگیری فرما»

حادثه ی بزرگ عاشورا در شرائطی تحقق پذیرفت ، که مصلحان اجتماعی از درمان و اصلاح جامعه اسلامی ناامید شده و فکر می کردند راه چاره ای وجود ندارند . حماسه ی عظیم عاشورا به بشریّت سر گردان و درمانده که در برابر قدرتهای بزرگ سلطه گر افسون شده بودند راهی را نشان داد که حرکت آفرین و نورانی و جاودانه بود و پیام داد که :

« مرگ سرخ به از زندگی ننگین است »

اگر پیامهای عاشورا را بشناسیم و در زندگی خود بکار گیریم همواره در اردوی حضرت اباعبدالله(علیه السلام)می توانیم وارد شویم و در برابر هر ستم و ستمکاری بخروشیم و با دیگر آزادگان شهادت طلب بجوشیم و هماره از کاسه ی عشق حسینی در کربلائی به وسعت همه ی تاریخ ، زلال حقیقت بنوشیم و تا تجلی دولت حضرت یار (عج) در نفی بردگی ها ذلت و خواریها بکوشیم انشاءالله .

1) پاسداری از دین

اول : پیشرفت اسلام و فروپاشی مکاتب و ادیان

 با ظهور اسلام ، و پیشرفت مسلمین ، و تحقق ارزشهای اخلاقی ، انسانی دین و تکامل فکری، عقیدتی، علمی پیروان دین الهی :

·         جایگاه دین اسلام در جوامع بشری و دلهای انسانها تقویت شد

·         ادیان تحریف شده به تدریج شناخته و منزوی شدند.

·         آئین جاهلی و آداب جاهلیّت مردود شد.

·         هواپرستی ها و حاکمیّت های شیطانی سران قریش رسوا شد.

·         منافع سردمداران شرک والحاد و جاهلیّت مورد تهدید جدّی قرار گرفت و به سزای اعمالشان رسیدند.

سکوت به فریاد و بردگی به آزادگی و جهل به آگاهی و ظلم پذیری به ظلم ستیزی تبدیل گشت.گر چه سران قبائل و حاکمان مستبدّ جاهلی در بازگرداندن جامعه به جاهلیّت پیشین ، تلاش فراوانی کردند. اما خدای پرهیزکاران اراده نمود که حق را و دین حق را و پیامبر خاتم را پیروز گرداند و این واقعیّت تحقّق یافت . به طوری که همه ی احزاب سیاسی بی اعتبار شدند و همه ی روزنه های امید بر روی مشرکان و هواپرستان قریش بسته شد . که حضرت امیرالمؤمنین فرمود:

« همانا این اسلام دین خداوندی است که آن را برای خود برگزید.... وبا عزت و قدرت آن ، دیگر ادیان و مکاتب را تضعیف و منزوی نمود با برتری اسلام ، دیگر ملل دنیا را بی مقدار کرد ، و با ارزشمند نمودن آن ، دشمنانش را خوار گردانید ، و با یاری دادن به آن ، مخالفان سرکش را ذلیل و پست نمود ، و با استواری ستون اسلام ، ستونهای شرک و جهالت را ویران ساخت. »

دوم : عترت پیامبر (ص) و تداوم اصالت دین

ارزشهای والای دین اسلام و ویژگیهای اعجاز گونه ی قرآن ، قلب وجان انسانهای تشنه ی حقیقت را سیراب می کرد که دیگر ، حق طلبان را انگیزه ای برای بازگشت به باورهای جاهلی گذشته نبود و بردگان رها شده ی از بند اسارت چنان با آیات نورانی قرآن نشاط و طراوت گرفتند که هرگز تن به ذلّت و خواری نمی دادند و جاهلان نجت یافته از تاریکی جهالت ها چنان روشن و آگاه شدند که برای فراگیر شدن نور هدایت خود برای شهادت در راه خدا آماده ساختند.از این رو برای کنار زدن همه ی آداب و سنن جاهلی و انزوای دائمی ضدّ ارزشها و باورهای دوران جاهلیّت و کوتاه کردن دست غاصبان و حاکمان هواپرست قریش و زنده ماندن روح تقوی و انسانیّت و ارزشهای انسانی ، الهی ،تنها یک راه روشن وجود داشت و آن:

« پاسداری از اصالت دین بود »

اگر اسلام حفظ می شد ، می ماند ، و ارزشهای آن تداوم می یافت ، دیگر جهل جاهلان ، ظلم و ظالمان نمیتوانستند مطرح شوند و بار دیگر انسانها را به بند کشند و حاکمیّت های شیطانی را تکرار نمایند.

با توجه به اهمیت پاسداری از دین اسلام است که:رسول گرامی اسلام(ص) علی (ع) را به سکوت و نظارت بر سلامت دین سفارش می کند که پس از او دست به شمشیر نبرده ، تنها پاسدار اصالت دین باشد و تداوم اسلام فکر کند ، هر چند که همه ی تلخی ها و دردها و ناگواری ها را یکجا در کام (ولی خدا) بریزند زیرا از همه ی اینها مهم تر ، بقاء و تداوم دین بود زیرا:

حفظ اصالت دین بر علی (ع) واجب بود و دیگر هیچ!

که فرمود:« بر سر دو راهی قرار گرفتم که با دست تنها قیام کنم؟ یا بر آن تلخی ها و تاریکی های کور کننده بردبار باشم؟ »

و سرانجام برای حفظ دین چاره ای جز صبر و شکیبائی نبود که فرمود:« سر انجام بردباری را به حق نزدیکتر دیدم ، پس صبر کردم در حالیکه خار در چشم ، و استخوان در گلو فرو رفته داشتم و می دیدم که میراث مرا به غارت می برند »

با بررسی سیره ی عملی عترت پیامبر(ص) به خوبی در می یابیم که جنگ و صلح ، فریاد یا سکوت ، قیام یا قعود ، هیچ کدام هدف آن پاکمردان نبوده است تنها یک چیز هدف بود که می بایست آن را تحقّق بخشد و آن: «حفظ اصالت دین بود»

زیرا اگردین اسلام حفظ شود امامان معصوم (ع) به اهدافشان رسیده و پیروز شده اند. هدف ، تداوم اسلام است. هدف ، گفته شدن اذان در مناره ها ، تا روز قیامت است. هدف ، زنده ماندن نام و یاد رسول خداست. اگر امامان معصوم(ع) بردبار نمی بوند ، یا به پیروزی کر می کردند ، جنگهای داخلی شکل می گرفت ، و قدرت مسلمین تضعیف می گشت. آنگاه قریش زخم خورده ، یهود شکست خورده ، و مخالفان ضربه دیده در یک تهاجم ویرانگر ، به مدینه می تاختند و همه چیز را نابود می کردند. نه مسجدی می ماند و نه نمازگزاری. نه قرآنی میماند نه حافظ قرآنی . نه حکومت دینی دوام می آورد و نه نامی از اسلام باقی بود.

حضرت علی (ع) به این واقعیتها توجه داشت که 25 سال دست به شمشیر نبرد و امام مجتبی (ع) قرار داد نامه ی صلح را امضاء کرد و حضرت اباعبدالله خود و یاران خود را به قربانگاه کربلا کشاند.

آن صلح و این قیام و 25 سال خانه نشینی امام (ع) همه در راستای حفظ اساس اسلام است که حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: « به جانم سوگند ، اگر ما نیز چنین می کردیم که شما مرتکب شدید ، هرگز پایه ای برای دین استوار نمی ماند ، و شاخه ای از درخت اسلام سبز نمی شد»

سوم : روشهای مقابله با دین 

دشمنان اسلام با تمام قدرت و امکانات ، درآغاز با سیاست برخورد مستقیم و سرکوبی مسلمین برخاستند اما موفق نشدند ، وخداوند در تمام جنگها پیامبر اسلام را پیروز گردانید. چون روشهای نظامی و برخورد مستقیم را بی فایده دیدند ، به استحمار فکری مردم ، به اغفال مغزها و به انحراف افکار عمومی پرداختند به طوری که:

·         سیاست نفوذ و ضربه را در پیش گرفتند.به ظاهر مسلمان شده تا در فرصت مناسب از درون تهاجم کنند.

·         به شیوه های غیر نظامی روی آورده و سیاست مذهب علیه مذهب را تدارک دیدند.

·         با شعار طرفداری از دین به نابودی دین پرداختند.

·         برای انزوای مسجد پیامبر (ص) مسجد ضرار را ساختند.

·         برای انزوای عترت پیامبر گفتند: فقط قرآن خدا ما را کافی است.

·         به بهانه حفظ وحدت ، بخشنامه کردند که احادیث را جمع آوری و بسوزانند.

·         به بهانه ی اصلاح دین بسیاری از حلال را حرام و حرام را حلال اعلام کردند که تا زمان اباعبدالله (ع) به تدریج خطرات فراوانی اصالت دین را تهدید می کرد و خرافات فراوانی به نام اسلام رواج یافت.

·         فرقه های به ظاهر اسلامی رشد کردند

·         ارزشهای دین در دوران حکومت معاویه به ضد ارزشها تبدیل شد و شرابخواران باده بر دست با نام خلیفه ی رسول خدا حکومت کردند وفاسدان بی پروا به تبیین اخکام دین روی آوردند.

·         تفسیر صحیح آیات قرآن ممنوع گردید که معاویه به ابن عباس در سفر به مدینه گفت،قرآن را بیاموز و بخوان اما تفسیر نکن.

·         جاهلیّت گذشت این بار با آب و رنگ به ظاهر اسلامی بازگشته بود.

از یک طرف دین در اسارت هواپرستان قریش و بنی امیّه بود ، و از طرفی دیگر حامیان دین در انزوا و سکوت روزگار می گذراندند.

چه باید می شد؟ چه کسی باید برخیزد؟و هشدار دهد؟اینجاست که نقش (( عاشورای حسینی )) را می توان بدرستی درک نمود.

چهارم : عاشورا و پاسداری از دین

رسول گرامی اسلام(ص) پس از بعثت با روشهای گوناگون با ابلاغ و انذار ، با جنگ و دفاع ، با آموزش وتبلیغات حساب شده اساس دین را بنیان نهاد و خون شهیدان همیشه زنده ، آن را رنگ جاودانه زد. پس از پیامبر (ص) حضرت علی (ع) با روشهای گوناگون ، با صبر وشکیبائی ، با نظارت دائمی و آگاهانه ، اساس دین را حفاظت نمود و حضرت مجتبی (ع) با پذیرش قرار دادنامه ، وحفظ نیروهای کارآمد ، و ترویج صحیح دین ، و تقویت پاسداران مرز اندیشه ، مانع تهاجمات دشمنان جهانی از بیرون و حاکمیّت مطلق معاویه از درون شد.حال نوبت به اباعبدالله(ع) رسید .

امام حسین (ع) در روزگارانی قرار داشت که :

·         ارزشهای جاهی رونق می یافتند و حاکمان پست بنی امیّه از دین اسلام با انواع وسائل انتقام می گرفتند.

·         اصالت و سلامت دین در خطر جدی بود و قرآن در انزوای کامل قرار داشت.

·         تحریفها از طرف عالم نمایان درباری به نام دین رواج می یافت و احکام الهی تعطیل و از خاطره ها زدوده می شد.

·         سنت رسول خدا متروک و مسلمانان در حالت سکوت و سازش مسخ می گردیدند و کسی از اسلام دفاع نمی کرد.

دلی به درد نمی آمد و فکری هیجان نداشت و وجدان آگاهی یا وجود نداشت ، یا از ترس و تطمیع حق و باطل را نمی شناخت. در چنان شرایط  درد آور و خفقان زا ، اگر دین حفظ می شد مردم هم حفظ می شدند ، و ارزشهای اسلامی دوام می یافت ، و طرفداران راستین دین نیز به اهدافشان می رسیدند و تمام روشها ، و شیوه های شیطانی مقابل با دین بی اعتبار می گشت اما اگر دین و اساس اسلام ضربه می خورد همه ی تلاشهای ایام رسالت و روشهای دفاعی در خط ولایت بی ثمر می ماند. اینجاست که امام حسین (ع) می فرماید: « یک راه باقی مانده است ، فدا شدن برای حفظ اساس اسلام. »

پس از رهگیری حر ، امام رو به اصحاب کرد و فرمود: « مردم بنده ی دنیایند و دین را در گفتار ظاهری مطرح می کنند تا آنجا که زندگی آنان تأمین شود هرگاه با گرفتاریها آزمایش شوند دین را رها می کنند که دین داران اندکند »

یعنی آنجا که با نظارت علی وار یا با صلح حسنی و یا با دیگر روشها نمی توان اساس دین را حفظ نمود باید با شمشیر برخاست و جهاد کرد و با شهادت مردم را آگاه کرد و با خون سرنوشت دین را رقم زد و با گشودن درهای شهادت همگان را در خط  ایثار و فداشدن در راه دین قرار داد ، که خون شهید در عروق جامعه تزریق می شود و فکر ها را بیدار و عقلها را هشیار و دلها را مصمّم خواهد نمود.آنجاست که دشمن فریب کار هر کاری بکند بی فایده است زیرا که رنگ خون بر همه ی رنگها برتری دارد وخط خون و شهادت بر همه ی خط ها حاکم است و جاذبه ی شهید از همه ی جاذبه ها والاتر است.

و همه دیدند که با قیام عاشورا و خون حسین (ع) و یارانش:

·         سردمداران بنی امیه رسوا وبه تدریج نابود شدند

·         اساس دین اسلام حفظ و تداوم یافت

·         مردم ساکت وبزدل تغییر کرده ، در مرز شهادت مدافع همواره ی دین شدند

·         و نهضتهای رهائی بخش یکی پس از دیگری پدید آمدند و بنیان ظلم و ظالم را کندند ، پس یکی از پیامهای عاشورا ( حفظ و پاسداری از دین اسلام )است.

( کربلا ما را نیز در خیل کربلاییان بپذیر. ما می آییم تا بر خاک تو بوسه زنیم و آن گاه روانه ی دیار قدس شویم. )

سید شهیدان اهل قلم

 ..."والسلامُ علی القتیل المظلوم"...


 

نوشته شده توسط م.ر در چهارشنبه دهم بهمن 1386 ساعت 16:35 موضوع | لینک ثابت