"بسم الله المدرک الهاربین"
الهی! هَب لی کمالَ الانقِطاعِ إلیک و اَنِر أبصار قلوبنا بضِیاءِ نظَرها اِلیک حتی تَخرِقَ اَبصارُ القُلوب حُجُبَ النّور و تصِلَ إلی مَعدِنِ العَظمه و تصِیر اَرواحُنا مُعلقةً بعِزِّ قُدسِک...
خیلی کوچکتر و حقیرتر از این حرفها هستم که بخواهم درباره ی مناجات شعبانیه نظر بدهم یا حرفی بزنم.بزرگان خیلی نظرا در این باره دادن که این حقیر یکی از انهایی که در حد درک و فهمش هست ، انتخاب کرده . البته قبل از اون یه چند تا حرف دارم...
این ماه با این مناجاتی که ائمه اطهار علیهم السلام درش دارند، برای آدم های کثیفی مثل من خیلی نعمتها داره .که یکی از آنها ، زدودن هر آن چه که در دل غیر خداست ،هستش...
سعی کنیم که این فرصت عزیز و بزرگ رو از دست ندهیم...
آقا جواد محدثی در این باره خیلی قشنگ میگه...
*********************
«مناجات شعبانیه»، زمزمه مناجات است و شور دعا و سوز تضرّع و روزنه امید.
گفتگو با خدایى است كه راز درون و نیاز انسان و فرجام امور را مىداند و پیش از آن كه لب به سخن گشاییم، دفتر دلمان و كتاب نفسمان را مىخواند و قلم تقدیرش به همه چیز و همه كس جارى است و سود و زیانها و افزایش و كاستىها به دست اوست.
اِلهى... اِن حَرَمتَنى فَمَن ذَالَّذى یَرزُقُنى وَ اِن خَذَلتَنى فَمَن ذَا الَّذى یَنصُرنى...
خدایا! اگر محرومم سازى، كیست كه روزیم دهد؟ و اگر خوارم كنى كیست كه یاریم كند؟ از خشم تو به خودت پناه مىبرم. اگر من شایسته رحمتت نیستم، تو سزاوار جود و بخششى.
در «مناجات شعبانیه»، نیایشگر صاحبدل، خود را در برابر خدایى مىبیند، بخشنده و رحمت گستر، رئوف و خطاپوش، رحیم و پوزشپذیر، كه نه مىتواند دل از عطاى او بركند و نه از عفو او بر خطاها نومید شود. زبان عذرخواهى او از خدا بلند است و دامن حسناتش كوتاه.
زبان «مناجات شعبانیه»، زبان عشق و شیدایى است:
«خدایا! اگر مىخواستى خوارم كنى، هدایتم نمىكردى، اگر مىخواستى رسوایم كنى از عقوبت دنیا معافم نمىكردى...
خدایا! اگر مرا به جرمم بگیرى، دست به دامان عفوت مىزنم،
اگر مرا به گناهانم مؤاخذه كنى، تو را به بخشایشت باز خواست مىكنم.
اگر در دوزخم افكنى، به دوزخیان اعلام خواهم كرد كه دوستت دارم...
هر چند در كنار طاعتت، عملم كوچك است، امّا امیدم بسى بزرگ است، پس چگونه مىتوانم از آستانت تهىدست و محروم برگردم؟...»
اوج فرازهاى بلند این دعا آنجاست كه امام از خدایش «كمال انقطاع» مىطلبد، از همه بریدن و به او پیوستن، جز فروغ او را ندیدن، چشم دل به نور كبریایى روشن ساختن، حجابهاى نور را گسستن و به معدن عظمت رسیدن و جان را معلّق درگاه ربوبى ساختن و به درگاه عزّت و قدس او آویختن و در خلوت خدا، همدم او شدن و مدهوش جلال الهى گشتن...
اِلهى! هَب لى كَمالَ الاِنقِطاعِ الیكَ وَ اَنِر اَبصارَ قُلُوبِنا بِضِیاءِ نَظَرِها اِلَیكَ...
«مناجات شعبانیه» شِكوه از جدایىها و دور افتادنها و غفلتها و به خواب رفتنهاست. و انسان، تردیدى میان دوزخ و بهشت، تا كدامین را برگزیند؟
كیفر الهى، دوزخ را در چشم انداز قرار مىدهد و پاداش خدا، به بهشت فرا مىخواند.
تا یار، كرا خواهد و میلش به كه باشد!
و پایان دعا، خواستهاى چنین است:
«خدایا! مرا به فروغ نشاط انگیز عزّت خویش بپیوند، تا تنها شناساى تو باشم و از غیر تو روى برتابم و تنها از تو ترسم و بیم تو داشته باشم.»
***********************
***فدای همّت آن کس که در کشاکش دهر***
***به زیر ارّه ی عشقش نگفت: آخ یواش***
نوشته شده توسط م.ر در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 ساعت 12:32 موضوع | لینک ثابت
مقصود محفل

به نام الله ،عظیم ترین نام خداوند
ن والقلم ومایسطرون
بنده قبل از اینکه این وبلاگ رو بزنم هیچ علاقه ای به وبلاگ و وبلاگ نویسی نداشتم.اما بعد از اینکه کمی بیشتر به وبلاگ آشنا شدم یه حسی به من می گفت که وبلاگ بزن و تو این بعد هم کار بکن.حالا یه وبلاگ زدم و نمی دونم آخر این جاده کجاست انشاءالله که اخرش بین الحرمین باشه. قصد دارم بچه هایی که اهل دلن رو دور هم جمع بکنم به خاطر همینم اینجا محفل دلسوختگان هست.
حسین جان:
گفته ام ، تا به روی کفنم بنویسند
نام زیبای تو را تا به قیامت عشق است
فهرست اصلی
اهل قلم
محفلای سوخته
کاغذ های سوخته
POWERED BY