بسم الله النور

]v]v]v]v]v]v]v]
بهار آمد که غم از دل برد غم در دل افزون شد
چه گویم کز غم آن سرو خندان جان و دل خون شد
گروه عاشقان بستند محملها و وارستند تو دانی حال ما واماندگان در این میان چون شد
گل از هجران بلبل ، بلبل از دوری گل هر دم به طرف ِ گلسِتان هر یک به عشق خویش مفتون شد
حجاب از چهره ی دلدار ما باد صبا بگرفت چو من هر کس بر او یک دم نظر افکند مجنون شد
بهار آمد ز گلشن برد زردیها و سردیها به یُمن خور،گلستان سبز و بُستان گرم و گلگون شد
بهار آمد بهار آمد بهار گل عذار آمد
به میخواران عاشق گو خمار از صحنه بیرون شد
]v]v]v]v]v]v]v]

آمدیم آدم شویم ، اما نشد!!!!!!..........
فقط همین.........
شادی دل اباصالح المهدی(عج) ، گناه نکنیم. والسلام
نوشته شده توسط م.ر در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 ساعت 14:57 موضوع | لینک ثابت
مقصود محفل

به نام الله ،عظیم ترین نام خداوند
ن والقلم ومایسطرون
بنده قبل از اینکه این وبلاگ رو بزنم هیچ علاقه ای به وبلاگ و وبلاگ نویسی نداشتم.اما بعد از اینکه کمی بیشتر به وبلاگ آشنا شدم یه حسی به من می گفت که وبلاگ بزن و تو این بعد هم کار بکن.حالا یه وبلاگ زدم و نمی دونم آخر این جاده کجاست انشاءالله که اخرش بین الحرمین باشه. قصد دارم بچه هایی که اهل دلن رو دور هم جمع بکنم به خاطر همینم اینجا محفل دلسوختگان هست.
حسین جان:
گفته ام ، تا به روی کفنم بنویسند
نام زیبای تو را تا به قیامت عشق است
فهرست اصلی
اهل قلم
محفلای سوخته
کاغذ های سوخته
POWERED BY