« بسم رب الزهراء(س) »

طلوع آفتاب امروز مقارن با طلوع آفتاب 12 اردیبهشت 1358 بود.روزی که در آن استاد مرتضی مطهری توسط گروهک فرقان پرواز کرد به سوی لایتناهی .

و آن عزیز به مقصد ابدی شتافت...

او کسی بود که امام (ره) در فراقش زار زار گریستند.

همسر شهید محلاتی نقل می کنند : پس از شهادت آقای محلاتی همسر امام به خانه ی ما تشریف آوردند . پس از تسلیت و کارهای دیگر فرمودند که :امام (ره) یکی در شهادت آقای محلاتی و دیگری شهید مطهری  اینگونه گریستند.(طوری که می گویند که امام (ره) صورتشان به پهنا از اشک خیس بود)

مطهری کسی بود که علامه طباطبایی (ره) درباره او می فرمایند:

" تعبیر درستی نیست ولی وقتی مطهری به درسم می آمد ، از شوق به رقص می آمدم . چرا که می دانستم هر چه می گویم ، به هدر نمی رود"

مطهری همو بود که امام (ره) او را پاره تن خود می نامد و آثارش را بلا استثنا مفید ارزیابی میکند و آنها را انسان ساز تلقی می کند.

ومطهري همو که خامنه‌اي عزيز، کتاب‌هاي فاخر او را چهارچوب فکري نظام دانست با همه بزرگي‌اش مظلوم بود.

اشک خميني(ره) را جز در رثاي اهل بيت پيامبر(صلي‌الله‌عليه‌و‌آله) کسي نديده بود، امّا او براي مطهرّي زار زار گريست و لرزش صدا و دست علامه عارف، طباطبائي(ره) را احدي به نظاره ننشسته بود، جز در فراق مطهّري.

و این را برای آنان می نویسم که ادعا دارند مرحوم شریعتی را میشناسند(این حقیر هم همچنین ادعایی ندارد)  ولی .....

مرحوم شریعتی مرید آقای مطهری بود. یعنی مرید علمی و فكری آقای مطهری بود. و این را من خودم از مرحوم شریعتی شنیده بودم و شاید بارها شنیده بودم .(مقام معظم رهبری)

]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]

و نیز امروز روز بزرگداشت مقام معلم هم هست . این نوشته تقدیم به معلمان حقیقی ...

(( داشتم می رفتم سر کلاس . برعکس ِهمیشه صدایی از کلاس نمی آمد. در را باز کردم  دیدم هیچ کس نیست . روی تخته نوشته شده بود :

« بچه های کلاس دوم فرهنگ همگی رفته اند جبهه. کلاس تا اطلاع ثانوی تعطیل است. »

من هم دیدم جایز نیست بمانم . شاگرد برود، معلم بماند!؟ ))

]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]]

در پایان ، نمایشگاه کتاب هم آغاز شده  به گفته ای از مقام معظم رهبری(مد ظله) در این باره بسنده می کنم :

اين ايامى را كه نمايشگاه كتاب در تهران برگزار مى‌شود، به نظر بنده بايد "بهار كتاب" ناميد. زيرا كتاب حقيقتاً مطرح مى‌شود و گروه‌هاى زيادى از مردم- به‌ويژه جوانان- سراغ كتاب‌فروش‌ها مى‌روند. كتاب‌فروش‌ها، فروش خوبى از اين جهت دارند و كتاب هم واقعاً به دست مردم علاقه‌مند مى‌رسد. البته سليقه و توقع من اين است كه ما در طول سيصد و شصت يا شصت و پنج روز سال، هر روز به قدر يك روز اين نمايشگاه، فروش كتاب در كشور داشته باشيم. دل من اين را مى‌خواهد. اگر چنين هم بشود، زياد نيست؛ چون كشور ما كشورى متمدن و داراى تاريخ و فرهنگ است. كشور ما مثل برخى از ممالك دنيا نيست كه گذشته‌ى پربار و تاريخ و فرهنگ نداشته باشد. در كشور ما اگر مردم ده برابر آنچه آمار اعلام مى‌كند، كتاب بخوانند، خيلى زياد نخواهد بود و دور از توقع نيست. اما حالا كه چنين نيست، ايام نمايشگاه را بنده خيلى مغتنم مى‌شمارم.

22/02/1375 مصاحبه در پايان بازديد از نهمين نمايشگاه بين‌المللى كتاب تهران

|||||||||||||||

ما را رها کنید در این رنج بی حساب.......

" التماس دعای خیر "


 

نوشته شده توسط م.ر در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 ساعت 16:39 موضوع | لینک ثابت