بسم رب الحیدر(علیه السلام)

سلام

میخوام بی مقدمه برم سر حرفم

هفده ،هیجده روز از ماه رمضون گذشت! یه چشم به هم بزنیم بقیه اش هم تموم میشه.

ولی رفقا مثل من نباشید که ندونه تو چه ناز و نعمتی داره سر میکنه و همین جور ناشکری میکنه...

سایه رحمت خدا بالا سرم هستش و انگار نه انگار.فقط به فکر گناه و دنیا هستم و اصلا به فکر اونی که باید باشم نیستم!!!...

مواظب باشید که دنیا خوابتون نکنه مثل این حقیر.

زندگیم از صدقه سری آقامه ولی همش با گناه کردنم و غفلت ورزیدن دلش رو می رنجونم....

هنوز که هنوزه نتونستم یه توبه واقعی بکنم،ولی...

باز هر چی باشه خودش گفته صد بار اگر توبه شکستی باز آ....

این بار اومدم خدمت آقام بگم که:

یا ایّها العزیز مَسّنا و اهلنا الضُّرُّ و جِئنا ببضاعَة مزجـاَةٍ فأوفِ لنا الکَیلَ و تَصَدَّق عَلینا.....

آره بزرگوارا مثل من نباشید که وجودم از هر چه از اوست خالیه و چشم دوختم به هر چه غیر اوست...

انصافا ته نامردیه!بیاید که فرصت رو غنیمت بشمریم تو این شبهای قدر یه توبه واقعی بکنیم و خدا رو به امیر المؤمنین قسم بدیم که از سر تقصیراتمون نسبت به خودش،آقامون،خودمون و مردم بگذره .البته خودم رو میگم .شما کارتون درسته!....

دیگه باید بس کنم! زیادی حرف زدم...

حرف آخر اینکه:"برای آمدن مصلح،صالح باشیم"

  والسلام علیکم و رحمة الله...          

"من طفل طریقم ای پیر طریق دستگیری فرما"


 

نوشته شده توسط م.ر در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ساعت 18:34 موضوع | لینک ثابت