بسم رب المهدی(عج)

مهدی جان

در سیر آمد و رفت جمعه ها من خسته هنوز امیدوار،چشم به راهت هستم.اما ترسم از این است که از عمرم مهلت جمعه ای دیگر نمانده باشد.

نمیدونم.نباید این حرفها رو تو این محیط زد ولی این هم مرهمی است برای این دل.....

با اینکه دلم از خیلی ها گرفته ولی خودم باید حرف خودم رو عمل کنم.اونم سکوت هستش که باید همیشه به اون عمل کرد و به قول اون عزیز باید بریزم تو این دل خسته!!!...

آقاجون خودت کمک کن،که ما غرق تو منجلاب گناه و دنیای دنی شده ایم.

 

تعجیل در فرج مصلح،گناه نکنیم....

التماس فرج.....

 والسلام علی عباد الله الصالحین


 

نوشته شده توسط م.ر در جمعه بیست و چهارم آبان 1387 ساعت 23:32 موضوع | لینک ثابت